تبلیغات
فروشگاه اینترنتی قرن 21 - مطالب ابر زبان شناسی

مقاله زبان شناسی

شنبه 18 دی 1395 12:26 ب.ظ   نویسنده : admin      


مقاله زبان شناسی او ناخودآگاه را دارای ساختار همچون زبان می‌داند. او طفل خردسالی را كه در مقابل آیینه در خود تامل می‌كند، نوعی دال می‌داند كه می تواند معنا ببخشد و تصویری را كه در آینه می‌بیند مدلول در نظر می‌آورد. كاركرد آینه در این مثال روانشناسانه، همچون كاركرد استعاره در زبان است، اما كودك شبیه یا جانشین خود را در سویی دیگر می‌بیند. تا این مرحله بین دال و مدلول یگانگی حاكم است، اما با ورود پدر، كودك به آگاهی اضطراب آوری می‌رسد. « او اكنون باید این نكته سوسوری را دریابد كه هویت‌ها بر اثر تمایز شكل می‌گیرند.» می‌دانیم كه سوسور گفته بود در زبان چیزی جز تمایز وجود ندارد. روش رولان بارت در استخراج سازه‌های موضوعات بعضاً پیش پا افتاده‌ای چون نظام مد لباس نظام فهرست غذا اثاثیه و معماری از این هم جالب‌تر است. او با تجارب فراوانی كه با نشانه‌شناسی بدست آورده بود،‌عنوان كرد كه زبان پوشاك - و نظام های دیگر ـ « مانند یك زبان عمل می‌كند. وی زبان پوشاك را به دو قسمت نظام و گفتار ( زنجیره ) تقسیم می‌كند... یك مجموعه لباس شامل كت اسپورت، شلوار فلانل خاكستری و پیراهن یقه باز سفید، معادل با جمله خاصی است كه به وسیله یك فرد به منظوری خاص ادا شده باشد. تناسب این اجزا با یكدیگر، نوع خاصی از گفته را پدید می‌آورد و معنا یا سبك خاصی را بر می‌انگیزد. بارت تنها به سازه‌های نظام‌ها علاقه دارد، نه دلالت‌های دیگر آن او می‌نویسد: « آشكار است كه مد لباس، لوازم و تبعات اقتصادی و جامعه شناسی دارد، اما نشانه شناسی با اقتصاد و جامعه شناسی مدلباس سروكار ندارد». روش ساختاری كلورلوی استروس در مردم شناسی و اسطوره شناسی و همچنین نقادانی چون تزوتان، تودورف، كلودبرمون، ژولین كرماس و ولادیسیرپراپ در روایت شناسی ساختاری شاید از جهانی دیگر برای ما جذاب باشند. اساسی‌ترین محور در اندیشه‌های لوی استروس باور او به نظامی نهایی و عنصری دگرگونی ناپذیر بود كه تمامی پدیدارهای فرهنگی بخشی از آن نظام بودند،«یعنی ساختاری كه دگرگونی ناپذیر است و تمام عناصر و اشكال فرهنگی و مناسبات میان آنها در دل آن جاری دارند ... همان طور كه در زبان شناسی، پس از سوسور، دانسته‌ایم زبان ساختاری نهایی است كه اشكال گفتار و سخن دل این نظام یا ساختار اصلی جای دارند. » بنابراین نزد لوی استروس ذهن پیشرفته معاصر ـ و به ظاهر اندیشمند ـ هیچ مزیتی بر ذهن ابتدایی انسان نخستین ندارد. این هر دو یك گونه كاركرد دارند: تفاوت تنها در پدیده‌هایی است كه در برابر این دو گونه ذهن وجود دارد. از این رو هدف نهایی لوی استروس شناسایی كاركرد و ساختار ذهن آدمی بود. «او مانند فروید می‌كوشید كه اصول تكوین اندیشه را كه در همه جا و برای همه اذهان انسانی معتبر است، كشف كند. این اصول عام بر مغزهای ما به همان اندازه حكومت می‌كند كه بر مغزهای سرخپوستان آمریكای جنوبی، ولی ما چون در جامعه صنعتی بسیار پیشرفته‌ای زیسته‌ایم و به مدرسه یا دانشگاه رفته‌ایم، برخورداری ما از تربیت فرهنگی سبب شده است كه منطق عام اندیشه ابتدایی ما در زیر پوششی از انواع ملاحظات منطقی خاص كه مقتضای اوضاع مصنوعی محیط اجتماعی مان است پنهان بماند. اساطیر برای لویی استروس همچون صفحه نت ( پارتیتور ) یك اركستر است، یعنی اجزا آن ضمن هماهنگی با هم معنایی واحد و روشن را بروز می‌دهند. او در كتاب منطق اسطوره تحلیل اسطوره ادیب شهریار را، به قیاس با روش تحلیل ساختاری زبان شناسی، به گونه‌ای كاملاً ساخت گرا پیش می‌برد. او اسطوره و موسیقی هر دو از سر چشمه واحدی یعنی زبان جدا شده‌اند. باید توجه داشت كه بیش از لویی استروس، متخصص فرهنگ عامه روسی، ولایمیر پراپ، با به كار بستن نظریات فرمالیتها و زبان شناسان موفق شد داستان‌های عامیانه را از جهت ساختاری بررسی كند. در روایت شناسی ساختارگرا نحو از اهمیت فراوانی برخوردار است. اولین تقسیم یك جمله به نهاد و گزاره است. به این جمله توجه كنید:« پهلوان آژدها را كشت » در این جا پهلوان نهاد، و اژدها را كشت گزاره است این جمله می‌تواند هسته یك قطعه یا حتی یك قصه كامل باشد. ما می‌توانیم در محور جانشینی به جای پهلوان، آشیل، رستم و یا امیرارسلان را جایگزین كرده و گزاره را نیز بسط دهیم. به این ترتیب در این جمله محور هم نشینی سازنده روایت و محور جانشینی سازنده انواع روایت خواهد بود. ولایمیر پروپ ادعا كرد كه ساختار سیاسی همه قصه‌ها و افسانه‌ها یگانه است. طبق نظر او، شخصیت‌ها در افسانه‌ها، به تنهایی اهمیت ندارند، بلكه كار ویژه‌های آنان است كه در ساختار افسانه‌ها اهمیت دارد و یا به بیانی درست‌تر ساختار افسانه‌ها كاركرد قهرمان و ضد قهرمان را مشخص می‌سازد. او با بررسی صد حكایت عامیانه توانست، ساختار همگانی افسانه را عیان سازد. شاید تاكنون چنین به نظر می‌رسد كه ساختارگرایی روشی ایدئولوژیك در تحلیل مسایل گوناگون فرهنگی است همواره می‌كوشد عناصر گوناگون را در ساختارهای واحد تقلیل دهد. البته چنین انتقادی را فیلسوف معاصر فرانسوی ژاك دریدا نیز بر آن وارد ساخته كه در جای خود به آن نیز خواهیم پرداخت. اما ساختارگرایان خود چنین برداشتی ندارند، به نظر آنان این ساختارها آن چنان عام هستند كه خارج بودن از آن بی‌معناست. انان از جهتی دیگر كوشیده‌اند كه در ادبیات، به تعالی نوع نیز بیندیشند و ساختارهای تعالی ژانرها را نیز به دست آورند. به طوری كه رولان بارت گفته است:« اثر ادبی درست از همان جایی كه مقاله زبان شناسی


برچسب ها: مقاله زبان شناسی ، دانلود مقاله زبان شناسی ، زبان شناسی ،
آخرین ویرایش: شنبه 18 دی 1395 12:27 ب.ظ
دیدگاه ها ()

درباره وبلاگ


  • فروشگاه ما رابطی بین شما با سایتهای فروشگاهی محصولات مختلف میباشد

نویسندگان

  • admin (1248)